السيد الخميني

11

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

را به سياست چه كار ؟ اهل علم فقط وظيفه‌اش اين است كه عبايش را سرش بكشد و اول ظهر برود نمازش را بخواند و بعد هم برود منبر چند تا مسأله بگويد ؛ نه مسائلى كه مربوط به سياست و مربوط به گرفتاريهاى ملت است ، همان مسائلى كه ديديد ، متعارف بود مىگفتند و تقريباً اكثر ابواب فقه كنار گذاشته شده بود عملًا . تو كتابها نوشته شده بود و كنار گذاشته شده بود و اكثر آيات قرآن هم كنار گذاشته شده بود . قرآن را مىخوانديم و مىبوسيديم و مىگذاشتيمش كنار . آياتى كه مربوط به جامعه بود ، آياتى كه مربوط به سياست بود ، آياتى كه مربوط به جنگ بود ، آيات زيادى كه اكثر آيات مربوط به اين مسائل است ، اينها را منسى كرده بوديم ؛ يعنى ، ما را وادار كرده بودند كه منسى باشد . شأن بزرگ اهل علم اين بود كه اين آقا نمىفهمد سياست را ! اگر يك آقايى اصلًا عقلش نرسيد به اينكه سياست چيست ، اين بزرگوار بود خيلى ؛ آقايى است كه دخالت در امور نمىكند ، قربانش بروم ، چه آقاى خوبى ، ظهر مىآيد نمازش را مىخواند و مىرود توى خانه‌اش مىنشيند ! و به ما اين مطلب را تحميل كرده بودند . اين شياطينى كه مىخواستند اين جمعيت را كنار بگذارند ، به ما همهء تحميل كرده بودند اين مطلب را كه اگر يك آقايى - فرض كنيد كه - عقيده‌اش اين بود كه بايد وارد بشود در سياست و در گرفتارى ملت ، مىگفتند : اين آقا سياسى است ! همين كه مىگفتند « سياسى » ، اين ديگر بايد برود ، از جامعه بايد جدا بشود . اين را تحميل كرده بودند شياطين به ما و نگذاشته بودند كه ما خود پيغمبر اكرم را و حالاتش را مطالعه كنيم و نگذاشته بودند كه ما حالات حضرت امير را مطالعه كنيم ؛ ببينيم كه آيا آنها چه جور وضعى داشتند . پيغمبر اسلام در سياست دخالت نمىكرد ؟ مىتوانيد بگوييد پيغمبر هم يك عامل سياسى بوده ، پس كنار ؟ در امور سياست وارد نمىشد ؟ تمام عمرش در امور سياسى بود ؛ تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامى و حكومت اسلامى تشكيل داد . حضرت امير حكومت اسلامى داشت و حكومتهاى اسلامى مىفرستاد آن طرف . اينها سياست نبودند ؟ حضرت امير را تخطئه مىكنيد ؟ اينهايى كه مىگويند نه ، ديگر لازم نيست و آخوندها بروند سر جايشان بنشينند ، اين